علاقهمندي ها
+
پيشتر در قم معاصر مظفرالدين شاه، عطاري بوده که حلواهاي مشهور و خوشمزه اي تهيه ميکرده است .در سال 1280 شمسي که قرار بر افتتاح صحن عقيق حرم مطهر حضرت معصومه (س) ميشود، مظفرالدين شاه ، رئيس ايل قاجار را به قم ميفرستد وکسبه و بازاريان هر کدام تحفه اي ميدهند و صنف عطاران نيز حلواي عطاري جوان را پيش کش ميکنند.رييس ايل قاجار پس از مصرف آن حلوا ميگويد: حلوا چونان سوهان ،دل مرا صيقل داد و #ميراب_عطش

*مرگ بر آمريکا*
99/7/5

ميراب عطش
و غذايم را هضم کرد، از اين بدهيد تا براي شاه ببرم. به اين ترتيب حلواي عطار جوان نام سوهان به خود گرفت و اولين سوهان پزي هاي قم را سه تن از شاگردان عطار جوان بنامهاي حسين سوهاني، محمد رضا صفايي و سيد محمد عارفي افتتاح کردند و علت معروفيت حاج حسين ، استفاده کره حيواني اعلا در سوهانهايش بود..
ميراب عطش
سلام بر شما .. کنکاشي بود بر علت نام گذاري سوهان .. شما که در بطن موضوع هستين و به بهترين نوع سوهان دست رسي دارين .. ماهم که فقط وصف سوهان را مي شنويم و دست ما کوتاه و خرما بر نخيل .. دي #سوهان
هانيه حسيني
:)):دي
ميراب عطش
سرکار خانم مهاجر .. شما با بلند نظري نسبت به فيدهاي حقير لطف داريد .. سپاس از شما ..
2 فرد دیگر
49 فرد دیگر
+
ديروز عصر احساس درد شديدي در ناحيه چپ سينه ام کردم.بلافاصله به (ميراب) زنگ زدم.گفتم ميراب جان حلالمان کن! گفت: چيه(مهاجري).بلافاصله خودش را رساند.به 115 اعتماد نکرد و با ماشين (شاهتور) به سمت نزديکترين بيمارستان حرکت کرديم.آه چه درد شديدي داشتم .ميراب مرا در بغل خود گرفته بود و با گوشي خود ور ميرفت.اول فکر کردم اس ام اس بازي ميکند .اما پس از مدتي گفت: الو الو (نشريه) جان اعلاميه را چاپ کن....

جبهه مقاومت اسلامي
95/10/20

1 .آره آره همون مسجد خوبه! راستي به حاج آقا (فياضي) هم براي مراسم کفن و دفن و سوم و ختم خبر بده! آه که اين دنيا به اندازه(پرکاهي ) هم ارزش ندارد .ناگهان به ياد گذشته افتادم خدايا چقدر گناه کردم..در راه( خاطرات مدرسه) به يادم آمد.من زير روکش صندلي معلممان سوزن ته گرد گذاشته بودم .پس از آن خاطرات(سربازي) پشت بدن فرمانده امان تير مشقي زدم و سه ماه اضافه خدمت!از ديدن(حفاظ) هاي
2 ديوار بيمارستان متوجه شدم که رسيديم.در حياط بيمارستان ديدم که (حسين عاشقترين و راشد جان) هم آمده اند و در دستشان کيسه پلاستيکي داشتن..فکر کنم پيراهن مشکيشان بود(بي کلاسها)..دي..مرا روي تختي روان روانه سي سي يو کردن.دعا ميکردم که (دکتر سخني) نباشد جونکه ايشان بيماران خود را سرپايي مداوا ميکنن.اما منکه نميتوانم سرپا بايستم تا مداوا شوم.(.دکتر ستوده آمد ).بلافاصله مشغول شد. دودست خود را
+
يک درس ساده که امروز گرفتم: با مادرم داشتيم بيرون مي رفتيم. توي کوچه يکي با گاري داشت داد مي زد: يخپال کهنه... بخاري کهنه... کمد کهنه و ... ، مادرم با خنده بهش گفت: حالا يکي پخچال کهنه داشته باشه مي توني با اين گاري ببري؟؟؟ مرده نفسي تازه کرد و گفت: اگه يکي مثل من مجبور باشه مي تونه ببره... ديروز دو تا پخچال را با همين گاري بردم...

ذره بين زنده
94/6/21

راست گفت... به اين فکر مي کردم که چقدر از نتونستنهاي ما ناشي از نخواستنه و حس نکردن نياز و احتياج... امروز درس خوبي گرفتم...
بله اگه مجبور باشه حتماً مي تونه... خرجا سنگين شده... دلم واسه مرداي خانواده هاي ندار مي سوزه... هر چه قدر هم که کار کنن آخرش هشتشون گرو نهشونه... خدا کمکشون کنه... بهشون توانايي بده
3 فرد دیگر
20 فرد دیگر
+
سلام دوستان آگاه پيامرسانيم تحت نظراساتيدي همچون جناب دكتر ستوده ،خانم ژاله رحيمي ،خانم اردوبادي ،تحفه و..با مقالات جديد ومباحث پزشكي پرستاري با عناوين :sarcomaعلل سارکوم،خواص آويشن ،معرفي سايت طب اورژانس دكتر بهروز هاشمي،تنبلي چشم كودكان ،بيماري تب مالت بيماري آزار دهنده انسان و حيوانbrucellosis،سردرد هنگام امتحانات ،جوشهاي وسط سينه ،طنز پزشكي و..در اتاق دارالشفاءمنتظر حضور گرمتان هستيم ممنونم

2-سما
93/1/8
براي عضويت آسان و شركت ونظر دهي در مباحث پزشكي پرستاري اتاق دارالشفاء كافي است روي لينك زير كليك و عضو شويد : http://koooche.parsiblog.com/Rooms/1094/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%81%d8%a7%d8%a1+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%8a+%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af+(+%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87+%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%d9%8a+)/
سلام و سپاس به دوستان عزيز و خوبم مخصوصا :وستا، * *ستاره سهيل _، پرورش ديني، مجنون ديوونه، ستاره خاموش .، فضل الله قاسمي، ?هاتف?، مهديه...
+
بر سر گور کشيشي در کليساي وست مينستر نوشته شده است: "کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اينک که در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!"

ميراب عطش
91/6/22
+
چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــريـــز بـاشي از “ گـفـتـــــن ”
ولــي ….. در هـيـــــــچ ســويـــت محـــرمـي نبـاشد

تمام من...
91/4/23
+
با عرض سلام و تبريک اعياد شعبانيه
*فراخوان مـسابقه بزرگ مهدويـت*
مسابقه کتابخواني از کتاب * دادگستر جهان* نوشته اقاي ابراهيم اميني
*جوايز*
10 نفر اول با امتياز 20، نفري 20 هزار تومان افزايش اعتبار
8 نفر دوم با امتياز 19، نفري 15 هزار تومان افزايش اعتبار
8 نفر سوم با امتياز 18، نفري 10 هزار تومان افزايش اعتبار
*البته هديه تقديمي با مساعدت مدير محترم جناب اقاي مهندس فخري قابل افزايش است*

*ابرار*
91/4/17

20 فرد دیگر
42 فرد دیگر
+
لبهاي خشکت...
تفسير نهرهاي جاري بهشت است...
*اي سردار باوفا*

اقاشير حفاظ
91/4/6

+
من نميدانم التقاط چيست... ولي مي دانم توهين به بزرگان يا از بي ادبي است... يا از ...

ذره بين زنده
91/3/17

+
سبکتر مي رود بي دست و بي پا تا هدف / هرکس به ميدان شرف.سربازتر.. جانبازتر...

1445بشري
91/2/20
10 فرد دیگر
34 فرد دیگر
+
كجاييد اي شهيدان خدايي .... بلا جويان دشت كربلايي...... براي شادي روح شهيدان مهدي زين الدين و مجيد زين الدين صلوات

مسافر ري
91/2/14
20 فرد دیگر
71 فرد دیگر
+
رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارين؟ياروگفت:مشکي ديگه! گفتم:((پ))گفت:گمشوبيرون بي شعورعوضي!اين چيه همه يادگرفتن هي پ ن پ .پ ن پ!خودشونو مسخره ميکنن ؟ گفتم:بابا ميخواستم بگم پنير هم ميخوام!! کلي معذرت خواهي کردوازخجالت من دراومد...بعدش گفت:پنير بسته اي؟؟ گفتم:پ نه پ متري؟؟ گفتمو فرار کردم...:))

ني ني کوچولو
91/1/14